تبليغاتX
اراذل 202
خاطرات بروبکس202(اراذل)

سلاااااااااااممممممم

برو بکس حال و احوال شما چطوره؟

این  آخرین آپ ماست البته تو این وبلاگ(گریه نکنید و ناراحت نباشید)

چون قراره وبلاگ ما انتقال پیدا کنه به وبلاگ

 

www.baxenamakdoon.blogfa.com

 

ما یه خورده دوست داریم کل کل کنیم با بعضیا

خودشون میدونن

شوخی کردم بابا....همین جوری تصمیم گرفتیم به جای اراذل ها که به نظر من معنی خوبی نداره ، بکس نمکدون باشیم.

این طوری بهتر تره

ما تمام آپهای این وب رو کپی میکنیم توی اون یکی و مطالب جدید تر هم اون جا میزاریم تا حال کنید.

 

 

فعلا بای بای

 

آپ شده توسط:شادی خانم گل گلاب

فقط یادتون نره....>>>>www.baxenamakdoon.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:41  توسط شادی  | 

سلام

حالتون چطوره ؟

 

قابل توجه بروبکس ما یه دبیر داریم به اسم آقای حمیدی 

دبیر زبانمونه

انقدر مسخره اس که خدا می دونه البته یه کم خنگم هس خلاصه ما دوشنبه امتحان زبان داشتیم و طبق معمول هیچکی نخونده بود ...

آقا ما همه با هم گفتیم امتحان ندیم ولی کو عمل کننده

تاموقعی که برگه ها رو آوردن  هیچکی هیچی نگفت تا اینکه خانم پورقبادی ام شروع کرد به پخش کردن برگه ها  خداییش خانوم پایه ایه

یکی از بچه ها گفت شیرین سفید بدیم

اراذلم همه گفتن سفید بدیم

خلاصه خانوم داشت برگه ها رو پخش می کرد و هیچکی دلشو نداشت سفید بده

تا من گفتم بدیم  ... ندیم ... خلاصه صدای بدیم ندیم پیچید بین بچه ها و من گفتم بدیم بعد سحر که فکر کرد من می گم بنویسیم گفت خیلی نامردی منم گفتم چی چی نامردی بعدپاشدمو دادم خداییش دلم به بروبکس اراذل گرم بود که الان پامیشن میدن و ...

.

.

.

و

.

.

.

.

....

.......و همه پا شدن یکی یکی دادن

شادی

سعیده

سعیده

الناز

بهاره

حدیث

و

....

خلاصه بقیه ی بچه های کلاسم به تبعیت از ما پا شدن و ما با هر و کر رفتیم بیرون

فقط 5-6 نفر خر خون موندن سر جلسه

جاتون خالی با صدای بلند می خندیدیم و از پله ها می رفتیم پایین

رفتیم 106 کلاس پارسالمون به دادوبیدادو مسخره کردن حمیدی

که معاونمون اومد به دادو بیداد کهامتحان شروع شده پس چرا  نمی رید سر جلسه

همه یواش می خندیدن که من باخنده (در حالی که نیشم تا بنا گوش باز بود) داد زدم خانوم ما امتحان دادیم

گفت دادید گفتیم اره

خلاصه قضیه رو فهمید

شروع کرد به غرغر کردن  و گفت باید براتون 0 بذاره ما ام گفتیم به درک و

شروع کردیم گردانی زیر بارون راه رفتن

خلاصه

زنگ بعد با حمیدی داشتیم اومد سرکلاس و گفت نباید این کارو می کردید من  اونی که امتحان داده نمرشو می دم شمام که دیگه تکلیفتون معلومه

شادی اینام شروع کردن به اعتراض

منم که دیدم وضع خرابه و داریم صفره رو می گیریم گفتم : اقای حمیدی ما چیزی یاد نگرفتیم که امتحان بدیم اونم شروع کرد به رفع و رجوع کردن که صدای اراذل و بچه ها دراومد و اونم کم اورد گفت هفته ی دیگه به صورت شفاهی ازتون می گیرم بعدشم اومد کنار من که خانم x شما باید بخونید ما وقتمون کمه و ...

هزار تا چرتو پرت دیگه  منم داشتم واسه شادی خاطره می نوشتم و حوصله ی شرو وراشو نداشتم گفتم چشم حتما

و دس به سرش کردم

                       

 

                               پ          ا          ی            ا            ن

اینم از اولین آپ من

 

تا بعد

Bay                                                         
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:45  توسط شادی  | 

آقا دیروز زنگه دین و زندگی هیچ کی تو فاز درس نبود.....چه برسه به دین و زندگی که البته دبیرش خیلی خانومه خوبیه هااااان فقط درسش یه کم حوصله ادم رو سر میبره....
اره دیگه خلاصه خانم داشت درس می داد و سوال ها رو به ما میگفت تا علامت بزنیم
ولی فقط شادی مداد داشت
الناز و سعیده و بهاره هم نوبتی از شادی مداد میگرفتن و اونا هم علامت میزدند....عجب بساطی بود .... 600 ساعت بعد مداد میرسید دست شادی تا سوال بعدی رو علامت بزنه.....همه سوال ها رو جا موندیم
خنده ای بود هاااااااننننن
خداییش بچه منظم ما شادیه
آخرشم الناز کتاب هممون رو برد خونه و اون جا با حوصله همه رو علامت زد (از رو کتاب شیرین)
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:23  توسط شادی  | 

سلام سلام 100تا سلام

خوش اومدید

این وبلاگ بچه های باحال کلاس202دوم ریاضی مدرسه نمونه هوشمنده

اقا مطمئن باشید از اومدن به این وبلاگ پشیمون نمیشید و فقط حال میکنید

ما 7 نفریم...شیطونیم...باحالیم...اصل خنده ایم

باهمیم...با هم تقلب میکنیم...با هم مسخره بازی میکنیم...با هم دیر میریم سر کلاس...با هم وبلاگ آپ میکنیم...با هم میچتیم و یه نفر رو اسکل میکنیم و کلی بش میخندیم...و خلاصه با هم هستیم

مطلب رو طولانی نمیکنم

معرفی:

سعیده . م:دارای شخصیتی معصوم و خودش رو مظلوم نشون میده ... کارش اینترنت و کامپیوتر . چت و رپ...یکی از رپر های کلاس وجزو برترين هاي اسكار 2007 بوده(به دلايلي كه نبايد اينجا ذكر بشه )... عاشقه  احساساتيه اگه پسر بود حتما يه رپر توپ ميشد هم پاي بعضيا

 تیکه:برو حالشو ببر

 

شادی:دارای شخصیتی خانمانه اما از درون پایه همه چی...بچه باحال تر از اون پیدا نمیشه... كلا آدم شوخيه ، يه تيكه ميندازه همه ميتركيم ،پايه ي خنده و ملت ما از وجود اينجور جووني مي حاله ، خداييش درس مي خونه ولي روي نمكدونو كم مي كنه و تیکه:برو بینیم بابا

 

 

الناز: اين يكي ديگه يه كوچولو بيشتر بامرامه

پايه همه چي هست وهمين باعث شده جزو بهترين هاي گروه باشه ،تو مدرسه به شيطوني از نوعه مثبتش معروفه وهر اتفاقي بيفته اول از همه ميان سراغ الناز ،تیکش:

اجماعا صلوات....(خداییش اصله خندست)

 

 

 

سعیده د:دارای شخصیتی مرموز ، همیشه لبخند میزنه و به قوله خودش شیطنت از چشاش میباره و متخصص و استاد ضایع کردن کسایی که با ما ساز مخالف میزنن و ضد حالن

 تیکه:ای تو روحت،لعنتی

 

 

بهاره:ساکت،ضد حال،ریلکس و بی تفاوت و یه نموره ترسو ولی اساسی پایه،

تیکه:گفته نگیم(...ا...ار...اغفالم نکنین بابا نمیشه بگم)

 

 

شیرین:انسانی کامل و الگو برای هممون ، نماز خون و روزه بگیر و ...کلا بش میگیم حاج آقا خانم ولی واقعا بچه باحالیه و بیشتر وقتا پایه ست

 تیکه:مقنعه ات رو بیار جلو...

 

 

فرنوش:بچه ساکت،فقط دیوونه بازی ما رو نگاه میکنه و میخنده و شونصد سال یه بار یه تیکه باحال میندازه و مثل بقیه پایه تیکه:نداره

 

از این به بعد خاطرات با حال و خنده دار رو به صورت خلاصه مینویسیم تا به قوله سعیده حالشو ببرید

 

راستی اسم چند تا از دوستای خوبمون رو میگم که اراذل نیستن ولی بچه های خوبی هستن:

زهرا ش

زهرا د

حدیث

الناز غ(یکی دیگست)

سحر و فاطمه و ...

از طرف ما .....>>>بوس بوس بوس

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:14  توسط شادی  |